خرید بک لینک
چیکه چیکه نم نمک رو گونه هات قطره قطره داره بارون می زنهاین هوا جون می ده واسه عاشقی وقتی بارون توی تهرون می زنهوا کنی دستو ببندی چشمتو چن تا آهنگ قدیمی از بریآخ چه کیفی می ده توی این هوا با صدات هوش

برچسب: نویسنده: شیوا مرادی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

یه روزم نشستیم ک آهنگمونو انتخاب کنیم. قرار گذاشتیم اولین آهنگی ک هر دومون خوشمون بیاد ازش...

اینجوری شد ک بعد دو ساعت خوابش برد بدون این ک آهنگ و انتخاب کرده باشیم...

پ.ن: تنها خوش سلیقگیت انتخاب من بوده و بس... عاخه ایمان نو لاو؟؟؟ نه عاخه اون؟؟؟ خدایا شکرت ک نگفت تتلو...

برچسب: نویسنده: شیوا مرادی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

برا من همین کافیه که تو مال من باشی. بقیه ش هیچی نیست جز دردسر. می دونی همین که وقتی بهت فکر می کنم بی اختیار لبخند می زنم، همین که باید هر چند دقیقه یه بار تو گوشیم به عکست نگاه کنم، همین که وقتی زیر

برچسب: نویسنده: شیوا مرادی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

گمونم عاشقتم، وقتی کل روز منتظرم که کی زنگ می زنی. وقتی ممکن نیست وقتی میای پیشم نپرم بغلت و ببوسمت. وقتی اون همه حرف و می بافم ب هم فقط برا این ک بخندی. وقتی فقط شنیدن صدای دو رگه ت می شه آرامش تمام

برچسب: نویسنده: شیوا مرادی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

یادته اولا وقتی بهت می گفتم بیریخت ناراحت می شدی؟ یادته سه روز قهر بودی سر این که چرا بهت گفتم آدم آهنی؟ می دونی، کلمه ها فقط کلمه ن، چیزی ک مهمه حسیه که تو اون کلمه هاست. خیلی راحت می شد بهت بگم "عزی

برچسب: نویسنده: شیوا مرادی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

همیشه باید خودم برایش بنویسم، با دستخط خودم. حتی توی این دنیای تکنولوژی زده. چون توی دستخط آدم خیلی چیزها پنهان است، مثلا "دوستت دارم" هایش... "دلم برایت تنگ شده" هایش... "بدون تو اصلا نمی شود" هایش..

برچسب: نویسنده: شیوا مرادی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

دوست دارم مامان... جوری ک تا حالا هیچکس و دوست نداشته م... تو باارزش ترین دارایی من تو دنیایی. نگرانم مامان. این روزا هر روز بیشتر از قبل نگرانم. نگران زانوهاتم ک اونقدر آسیب دیده، نگران دستتم ک درد م

برچسب: نویسنده: شیوا مرادی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

همیشه سکوت، نشان رضایت نیست...

گاهی نشان یک خفقان عمومی ست...

برچسب: "من دچار خفقان ام... خفقان..."

برچسب: نویسنده: شیوا مرادی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

از یه حس هایی نمی شه گذشت، مثل نگاه ذوق زده و پر از تعجبت... مثل با سریع ترین حد ممکن تو بزرگراه رفتن، برای ب موقع رسیدن بهت... مثل گفتن عه تو ام ک اینجایی و یه خنده ی طولانی و هم زمان... آره ارزششو د

برچسب: نویسنده: شیوا مرادی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 23:43

صفحه بندی